مدیریت چراغ قوه ای، سبک رایج شرکت های دولتی
"تصور کنید که در یک اتاق بزرگ و کاملاً تاریک حضور دارید که پر از افرادی است که تحت تاثیر نبود نور، شما قادر به مشاهده آنها نیستید و شما قادرید تنها افرادی که در مجاورتشان قرار دارید را (به صورت مبهم) مشاهده نمایید. معالوصف شما قادر به درک اندیشه، مشابهت ها و فعالیت های دیگر افراد نخواهید بود و تنها زمزمه افرادی که پیرامون شما حضور دارند را می شنوید اما قادر به تشخیص و تمیز آنها از یکدیگر نخواهید بود. ناگهان یک چراغ قوه روشن شده و شما قادر خواهید بود فردی را که نور به سوی وی تابیده شده را ببینید و دقیقاً کلماتی که از زبان وی جاری می شود را بشنوید. این در حالی است که چنانچه انعکاس نور چراغ قوه بر روی هر فردی تابیدن گیرد، شما به راحتی می توانید متوجه کلماتی شوید که از زبان افراد خارج می شود."

به گزارش چابک آنلاین، بسیاری از مدیران در سازمان های دولتی از نقش های این چنینی بهره می گیرند، به نحوی که از نور چراغ قوه خود استفاده می کنند تا حوزه ای که مد نظر آنهاست را برجسته نمایند. از این پدیده به عنوان مدیریت چراغ قوه ای یاد می شود تا ضمن تبیین نوع نگاه مدیران در بخش های دولتی، رویکرد آنها در فرایند شناساندن چالش ها و فرصت های درون سازمان به کارکنان، افراد سازمانی و دیگر ذینفعان را تشریح سازد. از نگاه انتقادی این استدلال از آن جهت قابل بحث است که به باور آنها، شناسایی حقایق و واقعیات در درون سازمان به پیچیدگی های گسترده ای همچون رویدادها و وقایع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی روبه رو است.
از این منظر مدیران و رهبران در سازمان های دولتی در تلاشند تا با تاباندن نور یک چراغ قوه بر بخشی از بدنه اجرایی سازمان، توجه سایرین را بر آن حوزه معطوف داشته تا در نهایت دستاورد حاصل از تصمیمات خود را برجسته تر نموده و از سوی دیگر بر دیگر چالش ها و مسائل سازمان نیز پوششی قرار داده باشند. این در حالی است که به باور بسیاری با اتخاذ این تصمیمات بسیاری از مسائل و مشکلات سازمان مرتفع گردیده است؛ حالی که مدیران نگاه ها را در راستای آن چیزی که مدنظر خود آنهاست جهت داده اند. خاستگاه این پدیده نظریه عقلانیت محدود (Bounded Rationality) است؛ چرا که مدیران و رهبران سازمانی با توجه به وجود محدودیت اطلاعاتی و محدودیت روانشناختی ذهن افراد و همچنین محدودیت زمان، از ابزارهای محدودی استفاده می کنند تا تنها بخشی از تصاویر مربوط به سازمان را به آنها ارائه دهند. این عارضه در بسیاری از سازمان های دولتی مشاهده میگردد؛ جایی که مدیران با سودمندی از عارضه عقلانیت محدود افراد سازمانی، بر بسیاری از نقاط تاریک و مبهم سازمان خود پوشش گذارده و با تمرکز بر نقاط روشن فعالیت های تجاری و عملیاتی خود، بر نحوه عملکرد خود تاکید می ورزند. از سوی دیگر استدلال ذهن ناخودآگاه نیز می تواند به نوبه خود موجبات این امر را فراهم سازد. در بسیاری از مواقع مشاهده گردیده که مدیران با برخورداری از ویژگی عقلانیت محدود؛ نه از روی قصد و نیت بلکه به صورت کاملاً ناخودآگاه به عوض تشریح کلیه ابعاد و زوایای پیدا و پنهان سازمان خود (روشن کردن لامپ)، دست به نادیده گرفتن بسیاری از ویژگی ها و کارکردهای کلیدی سازمان زده و با تبیین بخش های مشخصی از آن (روشن نمودن چراغ قوه) مسیر تحقق اهداف خود را به صورت کاملاً محدودی پی می گیرند.